ابراهيم عاملي ( موثق )

444

تفسير عاملي ( فارسي )

چيزى بگيريد مگر [ زن چنان دلتنگ باشد كه ] ترسند احكام خدا را بپاى ندارند [ و بر خلاف دين كارى كنند ] كه اگر ترسيديد از حكم حقّ تجاوز مىشود باك نيست زن بمرد چيزى بدهد و خود را از بند زناشوئى او آسوده كند . اين است احكام خداوند كه نبايد از آن بگذريد و آنها كه از حدود و اندازه‌هاى معيّن خدائى بگذرند ستمكاران بوند . سخن مفسّرين : * ( الطَّلاقُ مَرَّتانِ ) * - 228 طبرى از ابن عباس : اگر مردى دو نوبت همسر خود را طلاق گفت و باز آشتى كرد از خداى بترسد كه نوبت سوّم او را طلاق گويد و بايد با او بنيكى رفتار كند و يا اگر او را سوّم بار طلاق گفت بايد با او احسان كند و از حقّش كم نكند و ستم ننمايد . و هم طبرى نقل كرده است : ابو رزين گفت مردى به پيغمبر عرض كرد : خدا در قرآن گفته است : « الطَّلاقُ مَرَّتانِ » پس طلاق نوبت سوّم كجا گفته شده است ؟ فرمود : اين جمله « أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ » . برهان : ابن بابويه در كتاب فقيه از علىّ بن موسى ( ع ) نقل كرده است كه فرمود خداوند اذن داده است دو مرتبه زن را طلاق بدهند به اين جمله : « الطَّلاقُ مَرَّتانِ » و جمله‌ى « تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ » يعنى طلاق سوّم كه ناپسند است نزد خدا و بر مردم حرام مىشود مگر بعد از آنكه با مرد ديگر ازدواج كند از نظر اينكه مردم طلاق را سبك نشمارند و بزنها ستم نكنند . كشف نوشته است : حسن بن علىّ عليه السلام زنى داشت او را طلاق داد پس چهل هزار درم مهر آن زن بود بوى فرستاد تا دلش خوش شود . زن آن مال پيش نهاد و گريستن درگرفت و گفت : « متاع قليل من حبيب مفارق » مرا خواسته‌ى جهان چه به كار است كه كنارم تهى از يار است و دوست از من بيزار است : كسى كش مار نيشى بر جگر زد ورا ترياق سازد نى طبرزد